Shadi and We!!

بررسی شادی از زوایای مختلف

Sunday, July 11, 2004

اين وبلاگ به اينجا منتقل شده است

http://baba.eparizi.com

Sunday, December 08, 2002

انسان معاصر و ضرورت بازشناسی شادی
فروید از سه ضربه مدرنیته که به آگاهی انسان مدرن شکل داده است سخن می گوید :
۱- ضربه کیهانی ، که درآن انسان مرکزیت خود را از دست می دهد و دیگر مرکز جهان نیست.
۲- ضربه زیست شناختی : که سبب شد انسان کشف کند که از عالم خدایان هبوط نکرده، بلکه از پشت میمون های آدم نماست.
۳- ضربه روانشناختی : که به انسان نشان داد خرد (logos) وی که این همه به آن می نازید جزیره ای شناور بر اقیانوس نیروهای ناخودآگاه است.
به همه اینها می توان ضربه چهارمی را افزود که ویژگی این پایان قرن {۲۰ میلادی} پر آشوب است و آن ضربه انفورماتیک است.
الوین تافلر .. آمریکا .. کتاب موج سوم

Saturday, December 07, 2002

شادی و مرگ
راستش برای مطالعه شادی و مرگ، هیچ راهی موجود نیست الا طریقت شهود و شعر.. چرا که مردن را می توان تجربه کرد و آزمود، اما مرگ را نه... تنها میتوان با تکیه بر روشهای روانشناختی و استفاده از عنصر تخیل، گام بر بام آسمان پس از مرگ نهاد وشادی را برقرار کرد .. واین البته یک مساله کاملا شخصی است و بسته به دیدگاه و مذهب و مرام افراد، متغیر.. یکی، جهانی پس از مرگ می سازد که بهشتی دارد و گلستانی .. یکی، گمانه میزند که پس از مرگ به سیاره اش ، به جایی که از آن آمده برمیگردد .. یکی علاوه بر فرض حیات بعد از مرگ، از دیدار ارواح چند هزارساله خبر میدهد .. ودیگری به هوس تولدی دیگر، که تناسخش می نامد بانگ سرخوشی سرمی دهد ...دیگرانی هم هستند که به خاطر مساله مرگ ، کل زندگی را بر خود حرام میسازند... در بیهودگی غرق می شوند و همه وقت هر چند کم زندگی را، به حسرت میگذرانند...
در بررسی شادی و مرگ ، فقط می توان بدون درنظر گرفتن بحث ارواح و احضار مرده گان و باقی قضایا ..به این اشاره کرد که تنها آن دسته از پیامبران و فیلسوفان پرطرفدارتر شده اند که به نحوی مساله مرگ را برای پیروان خویش حل کرده اند .. تا جایی که پیروان بسیاری از مرام های مختلف با شور و شادی از مرگ سخن گفته اند .. ودیگرانی آنقدر عجول که خود ، ورود به دنیای مرگ را انتخاب می کنند.. و یا آنقدر به مرگ و آن دنیا و عقوبت و عذاب فکر می کنند که تا نگاه میکنند وقت رفتن است و ..
ناوال خولیان اما به دون خوان درباره مرگ گفته بود : آرزو نکن، فقط صبر کن تا بیاید . سعی نکن مجسم کنی که مرگ چگونه است فقط آماده باش تا جریان آن، تورا در برگیرد...
من فقط برای شما اینرا میگویم : اگر مرگ نبود هستی هیچ جذابیتی نداشت .. به آن دلیل که نه زمین جا برای همه انسانهای پانهاده بر آنرا دارد و نه این روح جستجوگر ما توان ماندن در جغرافیای محدود زمین را..اگر مرگ نبود شادی به شدت منفعل میشد، شعر هم نبود ، حتی پیغمبر و فیلسوفی هم نبود و نمیدانم اما وضعیت علوم و اجتماع و مدنیت به کجا می کشید .. ولی یک چیز را می دانم : اگر مرگ نبود .. شادی هم نبود .. واینهم رابطه مرگ و شادی!! .. نظر شما چیست؟

شادی و خدا
کاري ندارم به اینکه خدا چه شکلي است و اصلا وجود دارد یا نه .. اما به تصور اکثر انسانها ، نیروي خلاقيت عظيمی ، باعث پيدايش هستي شده است... خداي ادیان، خداي باستانشناسان، خداي فیزیکدانان، خداي فلاسفه و خداي شاعران، همگي با این خصلت ناب معرفي شده اند.
اما آنروز که این نیروي عظیم، قدرت زاینده گي يافت، آنروز که نطفه الست بسته شد، وزمین و زمان بارور شد .. فضا سرشار از شادي شد: شادي ميلاد ، شادي حيات، شادي خالق و..
ساده بگويم هرگاه ما يک مساله بسيار دشوار را حل ميکنيم، یا به يک کشف بسیار مهم می رسيم، دچار شور و شوق زايدالوصفي ميشويم .. سرمان خالي ميشود ، احساس بي وزني و سبکي ميکنيم .. حالتي معلق در فضاي ذهن و عین .. چیزي که به جرات و راحتی میتوان شادي ناميدش. همين را داشته باشيد به ياد آنروزي که انسان، اين شاهکار خلاقيت خالق متولد گشت.. روزي که نطفه هستي ترکيد! ..ميدانيد آن لحظه همه هوا و فضا سرشار از انرژيهای ناميرا و رهايی شد که بعدها مجموعه اي از آنها روح بشري را آفرید .. روحي که از پراکنده شدن انرژيهاي حاصل از شادي خالق بوجود آمد!.. انرژيهايي که به تمام هستي و به لحظه لحظه زمان سرايت کرد .. انرژيهايي که شادي آفرید!
و من گاه مي انديشم : خدا شادي را آفريد .. يا طلب شادي جاودان، خداي را..
مي بينيد.. درباره رابطه خدا و شادي چيزهاي فراواني ميتوان نوشت اما براي درک عميق اين رابطه ..وچگونگي و چيستي خداي حتي .. راهي جز طريقت شاعرانه نيست...هرچند معتقدم جنگ هفتاد و دو ملت همه براي بدست آوردن شادي بوده است .. کلمه معصومي که گاه در پس عبارات پرطرفداري مثل مذهب ، ميهن ، نژاد و حتي خدا مهجور مانده است.. کلمه اي که همه تلاش و آرزوي بشر در طول ادوار به هر شکل و شمايي که بوده برای بدست آوردن آن بوده.. اما اينک فقط با غم معنا مي يابد .. فقط با .. نظر شما چيست؟

Friday, December 06, 2002

مطالعه شادی
بالاخره تصمیم گرفتم شادی را تحلیل کنم . شاید تو این تجریه و تحلیل ، حداقل با نظرهای شما یه ذره معنی شادی رو بفهمم. می خواهم شادی را از زوایای مختلف زندگی به بررسی ریشه ای-مفهومی بنشینم تا به روشی نو درشناخت و درک شادی دست یابم. شکل
زیر را ببینید و اگر احساس میکنید زاویه ای از قلم افتاده آنرا ذکر کنید.

۱- خدا : پایه ای ترین بحث برای دریافت مفهوم خلقت شادی و سایر چیزها!
۲- زندگی : بررسی شادی و اثرات آن در ازدواج ، دوستی ، هدف ، کار ، روزمره گی!، ورزش و ...
۳- مرگ : نگاهی به زوال یا عدم زوال شادی در مواجهه با مرگ، شاید از دیدگاه شاعرانه
۴- شعر : بررسی مفهومی اشعار دیگران و نگاهی به شادیهای شاعرانه در زندگی
۵- نیروهای درونی : تحلیل عناصر خلاقیت ، اندیشه ، عشق ، صداقت ،‌دروغ ، ریا ، خشم ، نفرت، حتی مفاهیمی مانند ایثار، شهادت و سایر انرژیهای مثبت و منفی و ترسیم نوع رابطه آنها با شادی
۶- طبیعت : روح طبیعت و عناصرش در مواجهه با شادی : آب ، باد ، خاک ، آتش ، گیاه ، جانور و ..
۷ - علوم : آیا میتوان از علوم به شادی رسید : ریاضی ، فیزیک ، شیمی ، زیست شناسی ، الکترونیک و حتی کامپیوتر!
۸ - علوم انسانی : بررسی ریشه های شادی در ادبیات ، دین و مذهب، عرفان ، فلسفه ، سیاست ، تاریخ و ..
۹ - ابزارها و فنون : آیا ابزارهای ما برای شادی است یا...؟ ابزارهایی مثل اینترنت!، ورزشهای مختلف ، پـــول و ...
۱۰- جامعه : اقتصاد و سیاست و فرهنگ یک جامعه چقدر میتواند در شادی روح آن موثر باشد و ..
۱۱ - غرایز بشری : غرایز ما چقدر میتوانند ما را شاد کنند و یا در شادبودن و نبودن ما موثر باشند : غرایزی مثل شهوت ، عشق ، خشم ، نفرت ، حسادت ، کمال خواهی ، معرفت طلبی ،و ..

امیدوارم با نظرات و راهنماییهای شما، در انجام این پروژه موفق باشم ! .. البته سعی خواهم کرد همه تحلیلها و نظرها مستند باشد .. هرچند درنهایت مطمئنا نظر شخصی من دخالت خواهد داشت .. یاریم کنید .. مخلص همه شما